درس دوم 🔊

متن - امیر کبیر، وزیر روشن‌فکر 🔊

 

میرزا تقی‌خان امیرکبیر (تولّد:۱۱۸۶ خورشیدی) وزیر لایق و شایسته‌ی ناصرالدین شاه قاجار بود. 🔊 او علی‌رغم ضعف شاه قاجار و حکومت قاجاریه با قدرت تمام در برابر دولت‌های خارجی ایستاد و اجازه نداد که به منابع کشور ایران دست‌درازی بکنند. 🔊 میرزا تقی‌خان در یک خانواده‌ی فقیر و مذهبی تربیت شد؛ پدرش یک آشپز ساده بود؛ 🔊 بنایراین وقتی که به مقام وزارت رسید به طبقه‌ی مردم فقیر در جامعه بسیار توجه می‌کرد و در مقابل، حقوق درباریان از جمله شاه قاجار را کم کرد و با فساد موجود در دربار مبارزه کرد. 🔊 امیر کبیر رشد و و پیشرفت کشور ایران را در دو عامل می‌دانست: 🔊 ۱- ایجاد امنیّت؛ 🔊 ۲- توسعه‌ی علم و فن‌آوری. 🔊 برای ایجاد امنیّت او نخست میان ایران و هم‌سایگانش صلح ایجاد کرد؛ 🔊 سپس در داخل کشور امنیّت ایجاد کرد و طغیان‌گران را سرکوب کرد. 🔊 برای توسعه‌ی علمی هم کارهای زیادی کرد: 🔊 دانش‌جویان ایرانی را برای آشنایی با جدیدترین علوم جهان به کشورهای پیش‌رفته فرستاد و برای اولین‌بار در سال ۱۲۳۰ خورشیدی(۱۸۵۱ م.) اولین دانش‌گاه ایران به نام دارالفنون را تأسیس کرد. 🔊 او استادان دانش‌مند خارجی را به ایران دعوت کرد تا رشته‌های علوم جدید در دارالفنون آموزش بدهند؛ 🔊 رشته‌هایی مانند مهندسی، فیزیک، معدن‌شناسی، طب، داروسازی، زبان‌های خارجی و رشته‌های نظامی. 🔊 سومین کار مهم امیرکبیر برای توسعه‌ی علمی، تأسیس مرکزی برای ترجمه‌ی کتاب‌های علوم جدید به زبان فارسی بود و کار مهم دیگرش مبارزه با خرافات و بی‌سوادی مردم بود. 🔊 امیر کبیر برای بیش‌تر شدن درک سیاسی و اطلاعات مردم روزنامه‌ی وقایع‌اتفاقیّه را چاپ کرد. 🔊

 

امیرکبیر سه سال وزیر کشور ایران بود و در طول این مدت ایران پیش‌رفت زیادی کرد. 🔊 اما درباریان فاسد و کشورهای استعمارگر مانند انگلستان علیه او توطئه کردند؛ 🔊 زیرا او اجاز‌ه‌ی فساد و دزدی ثروت مردم را به آن‌ها نمي‌داد. 🔊 آن‌ها توانستند فرمان اعدامش را از شاه نادان ایران بگیرند و امیرکبیر در سال ۱۲۳۰ (۱۸۵۲ م.) در شهر کاشان به شهادت رسید. 🔊

 

در کتاب‌های تاریخ آمده‌است که امیرکبیر علی‌رغم شخصیّت جدی‌اش یک‌بار با صدای بلند گریه کرد. 🔊 وقتی‌که او دستور داد برای از بین رفتن بیماری آبله همه‌ی بچه‌ها باید واکسن بزنند؛ 🔊 اما در بین مردم شایعه بود که هر کس واکسن بزند، دیوانه می‌شود؛ بنابراین مردم کودکان‌شان را برای واکسن‌زدن به بیمارستان نمی‌بردند. 🔊 امیر کبیر دستور داد هر کس واکسن نزند، باید جریمه بدهد؛ 🔊 اما مردم جریمه دادند، ولی بچه‌هایشان را واکسن نزدند. 🔊 متأسفانه بیماری آبله شایع شد و خیلی از کودکان مُردند. 🔊 امیرکبیر به قبرستان رفت و کودکانی را می‌دید که پدران و مادران‌شان آن‌ها را در گور می‌گذاشتند. 🔊 کودکانی که باید در پشت میزهای مدرسه‌ها می‌نشستند و آینده‌ی روشن کشور را می‌ساختند، 🔊 اکنون کشته‌ی جهل و نادانی جامعه شده‌بودند. 🔊 در اين هنگام امیرکبیر بلندبلند گریه کرد. 🔊