بزرگمهر وزیر دانا و دانشمند ایران قبل از اسلام بود. 🔊 او وزیر انوشیروان یکی از شاهان ایران باستان بود. 🔊 بزرگمهر در فرهنگ و ادبیات ایران مظهر حکمت و دانش است. 🔊 داستانها و حکایتهای او در کتابهای زیادی مثل شاهنامه فردوسی وجود دارد. 🔊 بزرگمهر همیشه حقیقت را میگفت و از انوشیروان و سربازانش نمیترسید؛ 🔊 انوشیروان به همین علت، او را زندانی کرد و سرانجام بزرگمهر با درد و رنج از دنیا رفت. 🔊 یکی از داستانهای بزرگمهر دربارهی سحرخیزی است: 🔊
بزرگمهر همیشه شبها زود میخوابید و صبحها زود بیدار میشد؛ 🔊 اما انوشیروان همیشه تا نصف شب بیدار بود و خوشگذارانی میکرد و صبحها دیر از خواب بیدار میشد. 🔊 به همین علت او نمیتوانست کارهای کشور را انجام بدهد. 🔊
بزرگمهر انوشیروان را نصیحت کرد که پادشاه باید صبحها زود از خواب بیدار بشود و از ابتدای روز کارهای کشور را انجام بدهد. 🔊 او به شاه گفت: 🔊 «سحرخیز باش تا کامروا شوی». 🔊
انوشیروان از پند و نصیحت بزرگمهر ناراحت و عصبانی شد. 🔊 بنابراین تصمیم گرفت که کاری بکند که بزرگمهر دیگر نتواند او را نصیحت بکند. 🔊
فردای آن روز وقتیکه بزرگمهر صبح زود برای انجام دادن کارهایش به قصر میرفت؛ 🔊 ناگهان چند نفر به سوی او حمله کردند و لباسهایش را دزدیدند و بعد فرار کردند. 🔊 بزرگمهر مجبور شد که دوباره به خانهاش برود و لباسهای مناسب بپوشد. 🔊 بنابراین با تأخیر به قصر رسید. 🔊 انوشیروان که منتظر آمدن بزرگمهر بود، با تمسخر گفت: 🔊 «ای وزیر! تو هم که امروز دیر از خواب بیدار شدی! 🔊 بعد ما را نصیحت میکنی؟». 🔊
بزرگمهر علت تأخیرش را به پادشاه گفت. 🔊 انوشیروان گفت: 🔊 «پس سخن تو اشتباه است که سحرخیز باش تا کامروا شوی؛ 🔊 به علت این که تو صبح زود به قصر میآمدی، 🔊 دزدها توانستند به تو حمله بکنند و لباسهایت را بدزدند». 🔊
بزرگمهر کمی فکر کرد و بعد گفت: 🔊 «نخیر؛ 🔊 اینطور نیست که شما میگویید. 🔊 چون رییس دزدان به یارانش گفت زود از خواب بیدار بشوند و به من حمله بکنند، 🔊 بنابراین به هدفشان رسیدند و کامروا شدند؛ 🔊 پس باز هم میگویم که سحرخیز باش تا کامروا شوی». 🔊