→ انوشیروان به همین علت، او را زندانی کرد و سرانجام بزرگمهر با درد و رنج از دنیا رفت. 🔊
→ بزرگمهر مجبور شد که دوباره به خانهاش برود و لباسهای مناسب بپوشد. 🔊
→ دوستش مجبور شد آب را آرامتر و آهستهتر از همیشه بنوشد تا برگهای گل به داخل دهانش نرود؛ 🔊
→ سپس صورت بهترین دوستش را بوسید و غمناک از او خداحافظی کرد و از خانه بیرون رفت. 🔊
→ آنها پس از سالها سفر به شهر قونیه در ترکیه امروز رفتند و مولوی تا آخر عمرش در آنجا زندگی کرد. 🔊
→ به سوی آن چهار نفر رفت و از آنها پرسید: 🔊
→ نظرت چیه فردا بریم استادیوم آزادی و مسابقه رو از نزدیک ببینیم؟ 🔊
→ من تا حالا به ورزشگاه آزادی نرفتم و مسابقهی فوتبال رو از نزدیک ندیدم. 🔊
→ و حالا هادی ساعی روی سکّوی اول میره و مدال طلای خودش رو میگیره و اکنون سرود جمهوری اسلامی ایران 🔊