آب

از ابوریحان یک لیوان آب خواست. 🔊

ابوریحان به او یک لیوان آب داد که بر روی آن چند برگ گل بود. 🔊

دوستش مجبور شد آب را آرام‌تر و آهسته‌تر از همیشه بنوشد تا برگ‌های گل به داخل دهانش نرود؛ 🔊

«چرا بر روی آب برگِ گل گذاشتی؟». 🔊

«زیرا می‌خواستم آب را آرام‌تر از همیشه بنوشی؛ 🔊

وقتی که انسان خیلی تشنه است، باید آب را آرام بنوشد تا دل درد نگیرد». 🔊

مثلا او حمّامی را ساخت که تا تنها با یک شمع، آب آن گرم می‌شد و شمع آن هیچ‌وقت تمام‌ نمی‌شد. 🔊

Frequency index

Alphabetical index