مجبور

دوستش مجبور شد آب را آرام‌تر و آهسته‌تر از همیشه بنوشد تا برگ‌های گل به داخل دهانش نرود؛ 🔊

در همان دوران کودکی به علت حمله‌ی مغولان مجبور شد که به همراه خانواده‌اش از بلخ مهاجرت بکند. 🔊

Frequency index

Alphabetical index