→ دوستش مجبور شد آب را آرامتر و آهستهتر از همیشه بنوشد تا برگهای گل به داخل دهانش نرود؛ 🔊
→ ابوریحان چشمهایش را کمی باز کرد و دوست قدیمیاش، ابوالحسن را دید و لبخندی زد؛ 🔊
→ همه افراد و دوست ابوریحان از این سوال او تعجب کردند. 🔊
→ ابوالحسن گفت: «ای دوست بزرگ و عزیزم! 🔊
→ سپس صورت بهترین دوستش را بوسید و غمناک از او خداحافظی کرد و از خانه بیرون رفت. 🔊