یک

یک نفر دیگر از دوستانش به یاد می‌آورد یک روز در حالی‌که خیلی تشنه بود، 🔊

از ابوریحان یک لیوان آب خواست. 🔊

ابوریحان به او یک لیوان آب داد که بر روی آن چند برگ گل بود. 🔊

در این میان یک نفر از دوستان قدیمی ابوریحان داخل اتاق شد. 🔊

سپس با صدای آهسته سوالی درباره‌ی یک مسأله دینی از او پرسید. 🔊

آن‌ها به شهری رسیدند و از جلوی یک میوه‌فروشی گذشتند. 🔊

«زیرا همه‌ی شما یک چیز را می‌خواهید؛ 🔊

برای یک هدف مشترک با هم دعوا می‌کنید». 🔊

یک ماهه منتظر رسیدن فردا هستم. 🔊

مثلا او حمّامی را ساخت که تا تنها با یک شمع، آب آن گرم می‌شد و شمع آن هیچ‌وقت تمام‌ نمی‌شد. 🔊

Frequency index

Alphabetical index